نیاز به یه تیمارستان دارم

بشینم رو ی نیمکتش

تو راه رو تیمارستان قدم بزنم

سرمو بکوبم به دیوارش

تو اتاقش داد بزنم

بلند بلند بخندم

با خودم حرف بزنم

به سرم شوک برقی بدن

هر کی اومدش، یادم نیاد کی هست

اخرشم جلوشون، شلوارم در بیارم

بشاشم

همينقدر کوتاه و مفید یادم نیاد کسی رو.

نوشته شده در جمعه ۱۴۰۲/۰۱/۲۵ ساعت 12:6 AM توسط Emperor | 
About Me

شب های هجر را گذراندیم و زنده ایم
ما را به سخت جانی خود این گمان نبود...
Archive
Code

🎵 در حال پخش موزیک

📥 دانلود موزیک
template designed by black theme