نیاز به یه تیمارستان دارم
بشینم رو ی نیمکتش
تو راه رو تیمارستان قدم بزنم
سرمو بکوبم به دیوارش
تو اتاقش داد بزنم
بلند بلند بخندم
با خودم حرف بزنم
به سرم شوک برقی بدن
هر کی اومدش، یادم نیاد کی هست
اخرشم جلوشون، شلوارم در بیارم
بشاشم
همينقدر کوتاه و مفید یادم نیاد کسی رو.