باز دوباره تو کارم به شکست سنگینی رسیدم
این شکست با دفعات قبل خیلی فرق داره
خیلی نگاه زخم دار و تیکه داری قرار بهم انداخته بشه
نگاه تحقیر آمیز خانوادم
موج فراوان از بی اعتمادی و به معنا رسوندن نا توانایی من
خودم زیر بار فشار مشکلات له شدم و صدام در نیومد
سرنوشت نامعلوم و سختی برای برگشتن به ایران برام هست
خیلی زیر فشار روحی سنگینی هستم
به معنای واقعی بریدم
تا قبلا موهام سفید شده بودن الان همش شروع به ریختن کردن و کچلی بهم داره اضافه میشه
خیلی برام بی اهمیت بود سرگیجه مداوم سرم
اما برای اولین به کلی بیهوش شدم افتادم برای دو بار امروز
حس کردم مرگ رو از نزدیک از وجودم
نه حکمت این اتفاقای دور و ورم میدونم نه شاکیم ازت خدا
فقط خودم هدفم تنهاییم
نه دست کمک به بندت دراز میکنم نه التماس
صدامو میشنوی میدونم اما الان بریدم
کمک کن بازم بلند شم
نه اینقدر خوبم که بگم بخاطر خوبیم کمک کن
نه اینقدر بد هستم بگم رهام کردی
فقط تو را دارم
زخم دارم ،شکستم ،خستم اما نمیخوام قبولش کنم
ترسی ندارم از بعدش مثل قبل
هیچوقت از آدمات خیری ندیدم و خیری نخواستم ولی
خیلی زخم زدن با اینکه من جلوشون ساکت بودم فکر کردن
سنگ و بی احساسم
بازم بلند میشم چون هیچ چیز دیگه ای ندارم برای از دست دادن
اشکم واقعا در نمیاد از این همه درد
نمیخوام قبول کنم هیچی رو جز رسیدن به هدفم
فقط به خودم و خودت ثابت میکنم میتونم
نزار بدتر از این بشم
هیچکس جز تو ندارم همین فقط
اگه هم نخواستی ی خواب همیشه بهم بده خیلی وقته نخوابیدم ، مغز و روحم خستس